X
اولین فرشته کوچولوی ناز مامان و بابا، نگار
قالب وبلاگ

مسافرت شمال - پاییز 94

اینم یه عکس هنری از نگار خانوم: ( خودش انداخته ) خندونک :

 شب یلدای 94 - مهد کودک آفتاب و مهتاب

 شب یلدای 93 :

 



[موضوع : ]
[ شنبه 3 بهمن 1394 ] [ 15:43 ] [ مامان نگار ]

 سلام عزیزم

دخترم دیگه ماشا ا.. داری بزرگ میشی و منم روز به روز عاشق تر. اینجا که میام خیلی دوست دارم برات بنویسم و با عکس های قدیمیت  یه عالمه خاطره تازه می کنم.

عاشقوووووونه دوستت داریم نگار ناز. بوس

همش دوست داری چادر سرت کنی و عروس بشی!!!!!

یعنی عاشــــــــــــــــــق  کاراتم بغل

 

جووووووونم

موش موشی من بوس

درکه - تابستان 94

قربووووونت برم خانوووووووووم

  پارک نهج البلاغه - تابستان  94

بوس بوس بوس بوس بوس

 

 



[موضوع : ]
[ شنبه 3 بهمن 1394 ] [ 15:38 ] [ مامان نگار ]

 سلام  عزیزم دختر نازم

 تقریبا یک سالی میشه که برات ننوشتم دختر نازم. ببخشید  اما ان شاا.. دیگه  دوباره میخوام برات بنویسم...

 دیگه بزرگ شدی عشقم خانم خانم . دیگه مثل بزرگا رفتار می کنی  خیلی بیشتر باهام حرف میزنی دیگه دارم  دختر داشتنو حس زیباشو با همه وجودم احساس می کنم. خدایا شکرت که بهم دادیش خدایا صد هزار مرتبه شکر که مواظبشی خدایا شکرت که عاشقم کردی. بار الها در پناه خودت حفظ و خوشبختش کن یا رب.

تو این یه سال یه عالمه اتفاق های خوب و بد افتاد که عکس ها رو  تصادفی میذارم...

بالای لبت خشکی زده بود غمگین

به اینجا میگی پنجره شهر موش ها ... قربون هوش و تخیلت برم من بغل

زمین بازی دریاچه خلیج فارس - خیلی دریاچه رو دست داری عشقم

 

 

 

 

اینم  بعد یه عالمه بازی

وقتی پیش بابایی تو ماشین می شینی خانوووووووم

پارک با بابایی تنهایی زیبا

 خانوم شدی به خدا بوس

تو راه رفتن به شمال زمستان 93 - تماشا و ذوق اسب ها...

قربووون خنده هات برم  عزیزم - تو بغل مامانجون - شمال - زمستان 93 مامانجون کمرشونو اونجا عمل کرده بودن

هنر نمایی مامان خندونک  برنج قالبی

مشهد - زمستان  93

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

جووووونم

بهار 94 - البته این عکسو تو مهد ازت انداختن و برای عید موهاتو کوتاه کرده بودیم باید ببخشی مامانی خیلی کوتاه کرده بودیم ( زن عمو کوتاه کردن )  اما خوب عوضش بعدش  خیلی خوب بلند شد. دستشون درد نکنه خجالتبوس

سفره هفت سین - عید 94

 

و......

و موهای بسیار بسیار کوتاه شما - ما رو ببخش مامانی خطا

تعطیلات عید 94 و دید و بازدید

13 به در 94

هنر نمایی با موتور: (بابایی قهرمان ! )

عروسی خاله نویده از دوستای خوب و صمیمی مامان  - بهار 94

مثل فرشته ها شده بودی  عروسک قشنگم محبت

مسافرت شمال - اردیبهشت 94 - رستوران شهرام

جشنواره لاله ها - اردیبهشت 94

گلم تو گلها بوس

گل باشی و عمرت چو گلها نباشد

 تو را غمی هرگز به دنیا نباشد

یه شهربازی هست نزدیک مرزن آباد که به لطف بابایی و  شما کشف شد! چشمک

برای اولین بار با رشادت رفتی بالا و ما یه عالمه خوشحال شدیم اما .....

دیگه نمی تونستی بیایی پایین و از اون بالا گریه می کردی...

خلاصه...

بــــــــــــــــــــــــــــــله .. بابایی  مجبور شدن با هزار تا سلام و صلوات بیان بالا تا شما رو بیارن پایین!!!

آخه یکی نست بگه مجبووووووووووووووری آخــــــــــــــــه؟؟؟!!

و دوباره تعجب

و....

خنده

راستی این اولین مسافرت شما بعد از بای بای با پوشک بود. عالی بووووودی عـــــــــــــــــــــــالـــــــــــــــــی بوس

جووووووووونم

خلوت پدر و دختر تو ساحل . ان شاا.. همیشه سلامت و زنده باشید بوس

اردیبهشت 94 - فرودگاه امام - خاله مهری ( خاله مامان ) بعد از 20 سال به ایران اومدن

چشم های منتظر و مشتاق .. محبت

و خندونک نگار طبق معمول بی خواب بغل تو فرودگاه

فرحزاد - خرداد 94 با خاله مهری

برج میلاد - تابستان 94 با خاله مهری

خرداد 94 - تولد 3 سالگی نگار جون - مهد کودک آفتاب و مهتاب

اینم تولد 3 سالگی نگار - خونه مامانجون ( به دلیل وجود مهربون خاله مهری و مهزاد جونم عده زیاد بود و مجبور شدیم به مامانجون ( مامان بابایی ) زحمت بدیم و تولد رو اونجا بگیریم  اما همه کارهارو خودم کردما.... چشمک )

راستی یه خبر خوب... جشن امسال خاله فریناز برامون یه نی نی پسر خوشگل و ناز آورد جشن آقا نیکان جشن برای همین امسال از تولد خوب فیلم و عکس ندارم آخه همیشه زحمتش با خاله بود و امسال حسابی حواسش به نیکان بود .غمگین  زیبا ان شا..  زیر سایه پدر و مادرش زنده باشه محبت

اینم کیک تولد نگار جون که برای مهد کیتی و برای خونه باب اسفنجی سفارش داده بودن خانم بوس

اینم یه عکس تصادفی:

بعد از حموم خسته :

یه مدت عادتت شده بود بری زیر تشک !!!!!

عاشـــــــــــــــــــقتم بوس بوس بوس

 تا اینجا مطالب یک سال تاخیرو  گذاشتم  بازم سعی می کنم زود زود آپ کنم و عکس هارو بذارم دختر ناز و خانومم. دوستت داریم  عزیزم. بووووووووووووووووووووس

 

 

 

 



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 12:01 ] [ مامان نگار ]

سلام عشقم  جونم زندگیم

مامانی خیلی ماشاا..  شیرین شدی. دیگه خانووووم شدی تو خونه کمکم می کنی تند تند هم میای میگی مامانی خسته نباشی مامانی دستت نکنه ( دستت درد نکنه ) بوسم می کنی،  دیگه  یاد گرفتی خودت cd  میذاری و نگاه می کنی، وقتی داری غذا می خوری دستمال کاغذی برمیداری و دهن کوچولوتو باهاش پاک می کنی.... خلاصه ماه شدی ماه. خدایا شکرت که این فرشته کوچولو رو به من دادی خدایا خودت بهم توان و قدرت بده تا بتونم خوب بزرگش کنم بار الها پروردگارا در پناه خودت حفظش کن از همه بدیها و بد بودن ها یا رب. آمیــــــــــــــــــن.

عاشقتممممممممممممممممم

اینم ورژن جدید فرهنگ لغاتت:بوس

بشباگ = بشقاب

قاشگ = قاشق

گذا = غذا

ماس = موز

مسافرف = مسافرت

اروردم = آوردم

مردار = بردار

بوسگوییت = بیسگوییت

دس نکنه = دستت درد نکنه

میسی = مرسی

گرمس = قرمز

گشنگ = قشنگ

کلاگ = کلاغ

هراموش = فراموش

منگ = رنگ

ارگ = گرگ

بغلمحبتبوس

 

 

 

 



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 9 مهر 1393 ] [ 9:53 ] [ مامان نگار ]

سلام عشق مامان

امسال به دلایلی  خیلی زیاد مسافرت ( به قول شما مسافرف ) رفتیم. الهی من قربون تو دختر خانوم برم که اینقدر با ما همکاری کردی و از سفر لذت بردیم.  امسال شما دیگه از دریا نترسیدی و یه عالمه بازی کردی:

و یواش یواش زیادتر رفتی تو آب!!!

و .... تشویق قهرمان مامان بابا

بعدش با اردکت با همدیگه افتادین تو آب و بابایی دوربین به دست اود و .... بله دوربین  تقریبا نابود شدخطا اما عیب نداره  عزیزم فدای یه تار موت عشقم بوس

عشقم تا مدتها این داستان دریا و اردک و افتادن تو آبو برای هرکی که میدیدی  با آب و تاب و با اون زبون شیرینت تعریف میکردی  عاشقتمممممممممممبغل

 

عاشق این عکس رویاییییییتم:

با بابایی مشغول انجام  پروژه دو نفرتون:

تو هم بیا  کمک  اردک جونمچشمک

اینم حاصل کار: جشنجشن جشن

تشویق تشویق تشویق تشویقتشویق

اینم آخر کار بعد از یه روز پر از بازی

ویلای مامان جون این اتاقو از همه بیشتر دوست داری چون تی وی خودت اونجاست موتور، تردمیل ( مرزش) اونجاست ... خلاصه اومدم ببینم داری چی کار میکنی که دیدم خودت از خستگی خوابت برده عاشششششقتم

نگار جون؟ جووووووونم الهی من قربون این جونم گفتنت بشم عشقم

نگار جون در حال آفتاب گرفتن با عروسک بزرگ تر از خودش که عمو زحمت کشیده براش

مامانی بیا مرزش کنیم...  ای جووونم با این مرزش گفتنتبوس

نگار خانوم در حال ورزش کردن. اولش یه کمی می ترسیدی مامانی  اما بعد یواش یواش  دیگه راه افتادی ورزشکار قهرمان مامانبوسبوس

 وقتی خودتو لوس می کنی که یه کم دیگه مرزش کنی:

تازه عاشق موتور سواری هم هستی. دختر باباشه دیـــــــــــگهچشمک

جوووووووووووووووووووووونم

عکس با بن تنعینک

عکس با بانی نی !!! ( کارتون مورد علاقه نگار )

و عکس با نی نی تعجب ( اسمی که خودت برا این کوچولو!!! انتخاب کردی )

تو جاده  از خواب پا شدی و پرسیدی کجاییم مامان؟ منم  گفتم مسافرت اون قدر ذوق کردی که نگوووووووو عشقم ان شاا.. همیشه سلامت و شاد باشی زندگیـــــــــــمبوس

دیگه مثل خانوما صندلی عقب خودت می شینی ( البته کار خطرناکیه ها )

یه ظهر داغ  شرجی تابستونی شمال، سرکار هوس توپ بازی کردین و منو به زور بردی تو حیاط تا تاب بازی و توپ بازی کنیمخطا از اونجایی که خدا با ماست یه پیشی اونجا تو آفتاب لم داده و خوابش برده بود و من داشتم با حسرت بهش نگاه می کردم و نمیدونستم که فرشته نجات منه و در کمال ناباوری دیدم که شما بخاطر اینکه پیشی بیدار نشه رضایت دادی و گفتی بریم تو  مامانی پیشی بخوابه خندونک خدایا شکرت چشمک

اینم عکس های داستان بالا:

جوووووووووووووووووووونم

راستی دیگه  خودت کفشاتو  پات میکنی عشقمتشویق

اینم فرشته نجات جشن

اینم یه عکس افتخاری

  بوس

عاشـــــــــــــقتم جووووووونممحبت

 

 

 

 

 



[موضوع : ]
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 15:41 ] [ مامان نگار ]

سلام نگارم  عزیزم با محبتم

تو مرداد ماه تول من بود و شما و بابایی برام سنگ تموم گذاشتین. دست هردوتون درد نکنه. مرسی که اینقدر خوبین مهربونا دوستتون دارمبوس  امسال تولد مامان خونه مامان بزرگ بودیم  عزیزم. دست خاله و مامان بزرگ هم درد نکنه  خیلی زحمت کشیدن. دوستتووووون دارم بغل

مرسی بهتریــــــــــــــــن دختر دنیااااااا

اینم عکسهای شما که عاشق تولد و کیک و شمع فوت کردنی جوووووووووووووجه

فیگورهای مختلف به هوای کیک!!!چشمک

قربووون اون رقصیدنت برم من عشقــــــــــــــــم

جووووووووووووووووون

و ....  خسته و عصبانی که بعد از این همه فیگور چرا اجازه نمیدم که انگشتاتو تو کیک  فرو کنیتعجب آخه اینم انتظاره که تو داری؟؟؟!!

این دسته گل زیبا رو هم با کیک شما برام زحمت کشیدی مرسی عشقم:

دست خاله هم درد نکنه که ست ورزشی قشنگ و یه کیف به مامان هدیه دادن و مامان بزرگ هم یه پلاک آویز قشنگ و بابایی هم زنجیرشو برام  زحمت کشیدن البته مامان جون هم یه پیراهن شیک و مجلسی زحمت کشیدن دست همشوووون درد نکنه که اینقدر منو دوست دارنزبان بغل

ان شاا.. همیشه سایتون بالای سرم باشه

آمیــــــــــــــــــــــن

 



[موضوع : ]
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 15:25 ] [ مامان نگار ]

سلام مامانی

عاشق آب بازی هستی اون قدر که حاضری حتی آب تو چشماتم بره  اما بازم بازی کنی کاشکی تو حموم هم وقتی سرتو میشورم  همینطوری خانم باشی دلخور چند روز پیش عمه مژی اومده بود خونمون و بهت قول داد که ببرتت آب بازی.  شما هم که دیگه هیچ کسیو نمیشناختی و چسبیده بودی به مژی جوووووونتشیطان

نگار کووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟!!!

بفرمایید آب میوهخوشمزه

عاشقتم عشقم. ان شاا.. همیشه  سلامت و شاد باشی نازممحبت



[موضوع : ]
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 15:00 ] [ مامان نگار ]

سلام نگار نازمممممممممممممممم تورو خدا مامانو ببخش اینقدر دیر آپ میکنه  عزیزمخجالت. آخه این چند وقت  خیلی سرمون شلوغ بووووود و اتفاقات زیادی افتاد و مجبور بودیم همش بریم مسافرت. البته  خدارو شکر می کنم ان شاا.. همیشه به شما دختر نازم خوش بگذره

مامانا خاله ها دوستا .... از همتون بابت این تاخیر طولانی عذرخواهی میکنم. شرمنده همتونمخجالتخجالت... پیغام هاتونم همه رو می خوندم  اما فرصت جواب دادن نداشتم. مرسی که توی این مدت به یاد من بودین مامان گلشید جون، افسانه جون، سمیرا جون، مامان نگار جون، مامان دیبا جون، خاله فرینازش، الهه جون و ..... دست همتون درد نکنه دوستای خوبمبغل.

نگار جونم مامانی ناز شدی عشق شدی هرچی بگم کمه آخه دیگه تغییراتت زیاده و من دارم از نوشتن و ثبت کردنشون عقب می مونمبوس. از حرف زدنت که نگووووووووو شیرین زبون  شدی بیا به دیدن. از استقلالت بگم که دیگه خودت  تقریبا غذا می خوری، کفشاتو  پات میکنی، اسباب بازیهاتو جمع میکنی خانممممممممممم من، سفره  پهن می کنی..... عاشـــــــــــــقـــــــــــــــــتم محبت

مهدکودکتم دیگه دوست داری و یه کاری کردی که اونا هم عاشقت شدن ( یادته اولا جوابت کرده بودن از بس اذیتشون کرده بودی؟!شاکی) خلاصه که ماه شدی ماه.  حالا حتما از فرهنگ لغاتت ورژن جدیدشو تو یه پست میذارمخندونک

 بریم سراغ عکسهای این مدت:

افطاری خونه مامان جون:

ان شاا.. طاعات و عبادات همه مورد قبول حق واقع شده باشه. آمــــــــــــــــین

 ای جووووووووووووووووونم قبول باشه خـــــــــــــانووووووووووم بوس

دعای بعد از افطار!!! :

 حالا یه کم عکس از تیریپ خوابیدنت میذارمچشمک :

وقتی مارو  بیدار میکنی و شیر میخوای و بعدش اینطوری تو خواب شیر میخوری:

نمیدونم چرا اینقدر دوست داری که از جات بیای بیرون و بچرخی:

 اما وقتی میخوابی خیلی ناز و معصوم میشی مامانی. عاشــــــــــــــقتم

 

 

بوسبوسبوس



[موضوع : ]
[ دوشنبه 7 مهر 1393 ] [ 11:07 ] [ مامان نگار ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 15 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام نگار نازم خلاصه می گم مامانی, عزیزم من و بابایی تو تیر ماه سال 89 قرار گذاشتیم برا همیشه مال هم باشیم و تو سال 91 خدا ثمره این عشقو که شما باشی بهمون بخشید. از همون موقع که فهمیدم خدای مهربون این لطفو بهمون کرده دوست داشتم از خاطرات لحظه به لحظه تورو داشتن یه جایی بنویسم. برا همین این وبلاگو برات درست کردم عروسک قشنگم...........................همدم مامان, نگار ساداتم شما روز 3 خرداد 91 (اول رجب 1433 ) ساعت 11 صبح یک روز بهاری آفتابی زیبا, تو بیمارستان آتیه تهران قدم رو تخم چشم ما گذاشتی عزیز دلم و با اومدنت به این دنیا, دنیای کوچیک من وبابایی رو بزرگ و رویایی کردی قشنگم. من و بابایی بهترین هارو برات میخوایم نفسم. دوستت داریم نگار نازنینم
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 49
بازدید دیروز : 52
بازدید هفته گذشته : 631
کل بازدید : 101416
امکانات وب